تبليغاتX
آب حیات

آب حیات

آب مایه حیات جسم ها، معنا مایه حیات جان ها

اسرار موفقيت در زندگی

اسرار موفقيت در زندگی


عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند،نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید،همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر مشاوره ای داشته باش.

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند،دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش مزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید،سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 18:3  توسط محمد  | 

رازهایی برای دوستی

رازهایی برای دوستی

برای هر روز از ماه، گفتاری كوتاه پیشنهاد شده است. مرور این رازها را در ساعت مناسبی از روز آغاز كنید. گفتار را چند بار تكرار كنید. دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر، بعد به صورت یك زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنید. با هر بار تكرار، بگذارید كلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر ناخود آگاهتان شود. به تدریج مفهوم كاملی از این گفتارها را به دست خواهید آورد كه اگر بخواهید آنها را طی یك دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یكی خواهد شد. آن صفحه ای كه گفتار روزتان هست طی روز باز كنید در هر فرصت آن را مرور كنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید. شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور كنید. سعی كنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب كنید و بگذارید با ضمیر آگاهتان یكی شود.

روز اول
راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است، صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده.

روز دوم

راز دوستی در آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی.

روز سوم

راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است، نسبت به دیگران آزاده رفتار کن.

روز چهارم

راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است.

روز پنجم

راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی.

روز ششم

راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی.

روز هفتم

راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است

روز هشتم

راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها داری.

روز نهم

راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی.

روز دهم

راز دوستی در این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند.

روز یازدهم

راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی.

روز دوازدهم

راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی.

روز سیزدهم

راز دوستی در محترم شمردن است، به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار.

روز چهاردهم

راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری.

روز پانزدهم

راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی.

روز شانزدهم

راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی، نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی.

روز هفدهم

راز دوستی در این است که هنگام صحبت كردن با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد.

روز هجدهم

راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی، خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات.

روز نونزدهم

راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی.

روز بیستم

راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی.

روز بیست و یکم

راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی.

روز بیست و دوم

راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی نه اینکه با ابراز احساسات نادرست ناراحتی شان را تشدید کنی.

روز بیست و سوم

راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی.

روز بیست و چهارم

راز دوستی در معتمد بودن است، روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش.

روز بیست و پنجم

راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی.

روز بیست و ششم

راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی.

روز بیست و هفتم

راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است.

روز بیست و هشتم

راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی.

روز بیست و نهم

راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود.

روز سی ام

راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند.

روز سی و یکم ( آخرین راز )

راز دوستی در این است که به دنبال سودی باشی که به نفع هر دوی شما باشد، هرگز از دوستانت در راه کسب منافع شخصی سوء استفاده نکن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/11/20ساعت 17:52  توسط محمد  | 

متن كامل زيارت عاشورا (با ترجمه فارسي)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

متن کامل زیارت عاشورا

همراه بـا ترجمه فارسی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/19ساعت 13:27  توسط محمد  | 

شرح مختصري از واقعه ي بزرگ غدير (از منابع اهل تسنن)

غدير

شرح مختصري از واقعه ي بزرگ غديــر

كه متقارن با انتصاب شايسته و بحق حضرت على (ع

به امر الهى به جانشينى رسول معظم اسلام (ص)

 آفتاب داغ نيمروز هجدهم ماه ذى الحجه بر سرزمين غدير خم به شدت مى تابيد و گروه انبوهى كه تاريخ تعداد آنها را از هفتاد هزار تا صد و بيست هزار ضبط كرده است در آن محل به فرمان پيامبر خدا فرود آمده بودند و در انتظار حادثه تاريخى آن روز به سر مى بردند، در حالى كه از شدت گرما رداها را به دو نيم كرده، نيمى بر سر و نيم ديگر را زيرپا انداخته بودند. در آن لحظات حساس، طنين اذان ظهر سراسر بيابان را فرا گرفت و نداى تكبير مؤذن بلند شد. مردم خود را براى اداى نماز ظهر آماده كردند و پيامبر نماز ظهر را با آن اجتماع پرشكوه، كه سرزمين غدير نظير آن را هرگز به خاطرنداشت، بجا آورد و سپس به ميان جمعيت آمد و بر منبر بلندى كه از جهاز شتران ترتيب يافته بود قرار گرفت و با صداى بلند خطبه اى به شرح زير ايراد كرد:

ادامه آنرا حتما مطالعه فرمائيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 19:59  توسط محمد  | 

غدير، نقطه تلاقي كاروان رسالت با طلايه داران امامت بر مسلمين و شيعيان مبارك باد

عيد غدير

غدير، بلندترين قله نور و تعالي و هدايت، به سوي مبدأ خلقت است.

غدير، گواراترين چشمه سار حيات براي تشنگان فضيلت و كرامت است.

غدير، گرانبارترين گوهر گنجينه عالم و عالي ترين جوهره جهان هستي است.

غدير، حكايت زيباي يگانه جلوه تماميت اسلام و روايت كامل كمال دين است.

غدير، خلاصه نبوت، عصاره رسالت، روح ولايت، مفهوم انسانيت و تفسير هدايت است.

غدير، چشمه اي است كه تا پايان هستي مي جوشد. كوثري است كه فنا برنمي دارد، افقي است بي كرانه و خورشيدي است عالمتاب.

غدير، تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزي است كه از تداوم خط نبوت حكايت مي كند. غدير، نقطه تلاقي كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

بر گرفته از كتاب : روز فروع دين - فاطمه زارعي، نيما جوادي

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/01ساعت 19:49  توسط محمد  | 

بازخوانی زمانه امام هادی (ع)‌

بازخوانی زمانه امام هادی (ع)

حضرت امام علی‌النقی الهادی(ع) پیشوای دهم شیعیان، فرزند امام جواد(ع) در پانزدهم ذی‌الحجه سال ۲۱۲ هجری قمری در اطراف شهر مدینه و در محله‌ای به نام صریا دیده به جهان گشود. بنا بر نوشته مناقب ابن شهر آشوب، نام وی علی و کنیه‌اش ابوالحسن بود. القاب مشهور امام براساس آنچه طبرسی در کتاب اعلام الوری آورده است عبارتند از: نقی، هادی و ابوالحسن ثالث. لازم به ذکر است که در اصطلاح راویان شیعه، منظور از ابوالحسن اول، امام موسی بن جعفر(ع) و مقصود از ابوالحسن ثانی، امام رضا(ع) می‌باشد. براساس نوشته مناقب ابن شهر آشوب، به ایشان نجیب، مرتضی، عالم، فقیه، امین، طیب و عسکری نیز می‌گفتند. بنا بر آنچه در علل الشرایع گفته شده است، از آنجا که سر من رای (سامرا)‌ را برای لشکر ساختند، آنجا را عسکر (لشکر) می‌گفتند و چون امام علی‌النقی(ع) و امام حسن عسکری (ع) در آنجا سکونت داشتند، این دو بزرگوار را عسکری می‌نامیدند. این مطلب، بازخوانی‌ای است از زمانه امام علی‌النقی(ع)‌.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/25ساعت 14:31  توسط محمد  | 

سالروز شهادت امام محمد باقر(ع) تسليت باد.

امام باقر عليه السلام، فرزند امام چهارم و وصي و جانشين او بوده، فضايل و مكارم اخلاق آن حضرت از حد تحرير خارج و زبان از تقرير آن قاصر است. كسي از عامه و خاصه انكار ندارد كه آنچه از اخبار و آثار در علوم ديني و تفسير قرآن و فنون آداب از آن حضرت روايت شده، بالاتر از آن است كه در عقل بگنجد.

دليل بر امامت آن حضرت، يكي اين است كه جدش حضرت رسول اكرم (ص) تصريح فرموده و پدر بزرگوارش او را وصي و جانشين و امام قرار داده، و ديگر آن كه از شرايط امامت، عصمت است و به اتفاق كلّ، در آن زمان به غير از آن حضرت كسي داراي اين مقام نبوده.

حضرت امام محمد باقر (ع)، مظهر بارز «كتاب مبين» و واقف به تمام اسرار آفرينش بود. انسان كامل، فهرست كتاب وجود است؛ و آن نكات و دقايقي كه در عالم كبير موجود  است، فهرست آن را مي توان در عالم صغير و كتاب وجود انسان يافت . مفهوم «لارطْبٍ و لايابسٍ اِلاّ في كِتابٍ مبينٍ» نيز اشاره به همين حقيقت است كه انسان، كتاب كوچك خلقت و عالم، كتاب بزرگ آفرينش است و قرآن، كتاب راهنماي عقل و خرد . تمام اين كتب از نظر نقشه و اساس به هم پيوسته و مربوط و منطبق بر فطرتند، و كمال ظهور اسرار آن ها در وجود انسان به طريق معنوي از ره طاعت است.

 امام محمد باقر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/09/16ساعت 17:37  توسط محمد  | 

ولادت امام رضا مبارك باد

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی
حجتک علی من فوق الارض

میلاد هشتمین گوهر تابناك آسمان امامت و ولایت، حضرت ثامن الحجج، آقا امام رضا (ع)، بر شما تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم.

مرقد امام رضا

 ترجمه زيارتنامه حضرت امام رضا (ع )


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 16:29  توسط محمد  | 

داستان كوتاه (مانعي در مسير)

مانعي در مسير

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!


«
هر مانعى= فرصتى»

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 8:29  توسط محمد  | 

داستان كوتاه (مرد كور)

مرد کور

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت 8:17  توسط محمد  | 

حکایتی از کریم خان زند

مردي به دربار خان زند مي رود  و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند...

سربازان مانع ورودش مي شوند !

خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟

پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند...

مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد : چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟

مرد با درشتي مي گويد  دزد ، همه  اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم !

 خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟!

مرد مي گويد من خوابيده بودم!!!

خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟

مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي‌شود و سرمشق آزادي خواهان مي‌شود ...

مرد مي‌گويد :  من خوابيده بودم ، چون فكر مي‌كردم تو بيداري...!

خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر مي‌گويد : اين مرد راست مي‌گويد ما بايد بيدار باشيم...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/05ساعت 17:24  توسط محمد  | 

روزه ظاهر و روزه باطن

بزرگان دین درباره مراتب روزه چنین فرموده اند: روزه جسد بازایستادن است از طعام، و روزه دل نگاهداشتن اوست از وساوس آثام، و روزه روح اعراض است از التفات به کل انام. آن که روزه ظاهر دارد، افطار او در شب است و آن که روزه معنا دارد، افطار او در وقت دیدن لقای حق.

 ماه رمضان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 10:38  توسط محمد  | 

در آستانه ماه مبارک رمضان

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند:

ای علی! اگر بنده ای به مقداری که نوح (ع) در قومش بسر برد، خدای را عبادت کند و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند و عمر طولانی یابد تا هزار سال با پای پیاده حج بجای آورد، سپس میان صفا و مروه به ستم کشته شود، اما تو را ولی خود نداند، بوی بهشت به مشامش نمی رسد و وارد بهشت نمی شود. (مناقب خوارزمی، ص 28)

http://tebyan.jeeran.com/ramadan21425.jpg

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/06/03ساعت 19:3  توسط محمد  | 

شما نجار زندگی خود هستید !

 
شما نجار زندگی خود هستید!
 
یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.
 
داستان زندگی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/30ساعت 14:55  توسط محمد  | 

قضا و قدر الهی

خدای رحمان، آن منبع لایزال رحمت که هیچ مو جودی قدرت ادراک کنه کریمیّت او را ندارد، مسلماً در فجر نظام هستی با قلم تقدیر در لوح قضا سعادت همۀ بندگانش را نوشته است، اما این انسان است که مقدرات الهی را با اعمال خود تغییر می دهد و نعمتها را به نقمت ها و سعادت را به شقاوت مبدّل می نماید.

 

کتاب مبدا و معاد (ازلیت و ابدیت)- استاد علی اللهوردیخانی- انتشارات آستان رضوی - صفحه 74


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 8:55  توسط محمد  | 

ولادت امام حسین (ع) مبارک باد.

حضرت حسین بن علي مظهر قدرت وجود و كرم خدا بود و ميدان كربلا را كه تشكيل داد و صبر و شجاعتي كه از آن حضرت در روز عاشورا بروز كرد، همه را به تعجب آورد و اين مبارزه، يك جنگ معمولي دنيائي نبوده بلكه مبارزة عقل و جهل، نور و ظلمت، ايمان و كفر، عدل و ظلم وحقيقت با مجاز و آخرت با دنيا بود؛ خلاصه مبارزة آن بزرگوار براي خدا و تكميل نفوس بشريه بود و بس.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/05/16ساعت 17:47  توسط محمد  | 

پند حکیمانه

شخصی به "حاتم اصم " گفت: مرا وصیت و سفارشی کن. حاتم گفت:

اگر یار خواهی ، خدا تو را بس! 

اگر عبرت خواهی، دنیا تو را بس!

اگر همراه خواهی، کرام الکاتبین تو را بس!

اگر مونس خواهی، قرآن تو را بس!

اگر موعظه خواهی، مرگ تو را بس!

و اگر این ها برای تو اهمیتی ندارد، دوزخ تو را بس!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:59  توسط محمد  | 

نغمات الهی

در هر عصر و دوری مردان الهی نغمات الهی را در گوشها طنین انداز می کنند، ولی نور معانی در قلوب اکثر ایشان ظهور نمی کند. عامل اصلی برای محرومیت جامعه، خود جامعه است که ایشان را نشناختند، حتی به قدر شناسایی نتوانستند از ایشان بهره برداری کنند.

 

کتاب نبوت و امامت، صفحه ۲۰۹ ، چاپ آستان قدس رضوی

استاد علی اللهوردیخانی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:28  توسط محمد  | 

همه دقت کنند و بدانند

به آنچه در ذهـنـت می‌گذرد دقـت کن         چـرا که آنها به کـلـمـات تبدیل مـی‌شـود

 نسبت بـه کـلــمـات خـود آگـاه بـاش           چـون کـه بـه عـمــل مبـدل مـی‌شـــود

 در عـمـلـکـرد خـود هـوشـیــار بـاش            زیـرا آنـهـا عـادات تـو را شـکـل مـی‌دهد

 در عــادات خــود مـــراقـــب بــاش               چــرا کــه شـخـصـیـت تـو را مـی‌سـازد

 و سرانجام در شخصـیت خود تفکر کن        چون شخصیت، سرنوشت تو را رقم می‌زند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:26  توسط محمد  | 

ظاهر و باطن دین

دین را ظاهری است و باطنی، ظاهر آن را علمای دین، باطن آن را عارفان و مشایخ نگهداری می کنند «المشایخ فی قومه کالنبی فی امته » . خدای تبارک و تعالی محافظت این دین را به وسیله این دو طایفه ضمانت فرموده « انا نحن نزلنا الذکر و اناله لحافظون » .

 دین همچون مرقاتی است که از دامنه کوه قاف تا قله آن کشیده شده و پایه آن در دامنه کوه قاف و طرف دیگر آن بر قله و پله های آن، کتل های صعب العبور کوه هستند . پایه دین شریعت، قله آن، حقیقت و کتل های آن، طریقت است.

هرکسی خواهان وجدان حقیقت است، باید از شریعت آغاز کند و از کتل های طریقت بگذرد. و این را بداند که در هیچ مرحله ای پس از وجدان حقیقت، نباید از شریعت دست بکشد و الا پایه دین متزلزل می شود و مرقات دین درهم می شکند.

 طریقت، تنها سفر سالک است؛ سفر از ظاهر دین به باطن آن، سفری با کوله بار شریعت و به انگیزه یافت حقیقت.

 البته برای هر سالک، طریقت ظهور خاصی دارد، زیرا هر انسانی جدولی از بحر وجود است و قفل ها و گره های ویژه به خود دارد. همین تفاوت های فردی سبب می شود تا سالک سنت خاصی مانند ذکر و زهد و توکل و عطیه عظیم عشق را برگزیند.

 مرقات : نردبان

کتل: گردنه

 کتاب سفر به کعبه جانان -جلد دوم- استاد علی اللهوردیخانی صفحه 8 مقدمه

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:22  توسط محمد  | 

علت دشمنی نفس و شیطان با انسان

باید دانست که علت دشمنی نفس و شیطان با انسان چیست و طریقه همزیستی با این دشمنان چگونه است. در حقیقت، نفس عبارت است از قوای جسمانیه که به حقیقت شخص، یعنی به روح قدسی او غالب شده است. سبب دشمنی نفس با جوهر روح، آن است که ظهور جوهر روح، موجب بطلان تسلط نفس و انتفاء مقتضیات اوست.

 

البته غرض از مخالفت با نفس، مقابله با سلامتی بدن و اضمحلال قوای جسمانی نیست. مراعات قواعد بهداشت جسمی و اعراض از کثافات، اگر توأم با تطهیر و نظافت روحی از ذمائم اخلاقی باشد، در حقیقت فرار از خطرات به سوی حق است، که فرار در مقابل قرار است و حرکت در برابر سکون.

 

سالک تا به مطلوب نرسیده در سیر و حرکت است و مقصود او حرکت به سوی خدا و مقام شامخ توحید است. اگر در این راه در جائی متوقف شود، در همان مقام ساکن گشته و در مقابل شیطان، قرار را بر فرار و سکون را بر حرکت، ترجیح داده است. خوشا آنان که از خطرات و لغز شهای بیشمار این راه به سوی خدا فرار کنند «فَفِرُّوا اِلَی اللهِ اِنّی لَکُم مِنْه نَذیرٌ مبینٌ ».

 

اما سبب دشمنی شیطان، احساس برتری در انسان است. چه ابلیس هرگاه در کسی برتری بیند، با او به نزاع برخیزد. انسان برای خلافت عالم خلق شده و مقتضی خلافت، استیلا و تحکّم است. این استیلا و حکمرانی وقتی تحقق پذیرد که در انسان حب دنیا به درجة افراط نبوده بلکه به رضای حق و قصد خدمت به دین الهی باشد. زیرا تمام معاصی ناشی از حب دنیا و انغماس به شهوات دنیاست «حب الدنْیا رأْس کُلِّ خَطیئَةِ ».

 

     انغماس: فرو رفتن

 

کتاب سفر به کعبه جانان -جلد سوم- استاد علی اللهوردیخانی - صفحه ۱۹

انتشارات دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/07ساعت 17:30  توسط محمد  | 

آبی به اندازه معین

و از آسمان آبی به اندازه معین نازل کردیم و آن را در مخازن مخصوص ساکن

 

نمودیم و ما برای از بین بردن آن کاملا قادریم

 

قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 81

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/29ساعت 15:57  توسط محمد  | 

ولادت مولی علی (ع) مبارک باد

قالَ رَسُولُ الله: مَن کُنتُ مولاهُ فَهذا علّیٌ مَولاهُ

 

اَللّهُمَّ وَالِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/25ساعت 14:38  توسط محمد  |