![]() |
![]() |
|
| آب مایه حیات جسم ها، معنا مایه حیات جان ها |
|
اسرار موفقيت در زندگی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/11/20ساعت 18:3 توسط محمد |
|
|
رازهایی برای دوستی
برای هر روز از ماه، گفتاری كوتاه پیشنهاد شده است. مرور این رازها را در ساعت مناسبی از روز آغاز كنید. گفتار را چند بار تكرار كنید. دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر، بعد به صورت یك زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنید. با هر بار تكرار، بگذارید كلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر ناخود آگاهتان شود. به تدریج مفهوم كاملی از این گفتارها را به دست خواهید آورد كه اگر بخواهید آنها را طی یك دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یكی خواهد شد. آن صفحه ای كه گفتار روزتان هست طی روز باز كنید در هر فرصت آن را مرور كنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید. شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور كنید. سعی كنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب كنید و بگذارید با ضمیر آگاهتان یكی شود. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/11/20ساعت 17:52 توسط محمد |
|
|
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/10/19ساعت 13:27 توسط محمد |
|
|
شرح مختصري از واقعه ي بزرگ غديــر كه متقارن با انتصاب شايسته و بحق حضرت على (ع)، به امر الهى به جانشينى رسول معظم اسلام (ص) آفتاب داغ نيمروز هجدهم ماه ذى الحجه بر سرزمين غدير خم به شدت مى تابيد و گروه انبوهى كه تاريخ تعداد آنها را از هفتاد هزار تا صد و بيست هزار ضبط كرده است در آن محل به فرمان پيامبر خدا فرود آمده بودند و در انتظار حادثه تاريخى آن روز به سر مى بردند، در حالى كه از شدت گرما رداها را به دو نيم كرده، نيمى بر سر و نيم ديگر را زيرپا انداخته بودند. در آن لحظات حساس، طنين اذان ظهر سراسر بيابان را فرا گرفت و نداى تكبير مؤذن بلند شد. مردم خود را براى اداى نماز ظهر آماده كردند و پيامبر نماز ظهر را با آن اجتماع پرشكوه، كه سرزمين غدير نظير آن را هرگز به خاطرنداشت، بجا آورد و سپس به ميان جمعيت آمد و بر منبر بلندى كه از جهاز شتران ترتيب يافته بود قرار گرفت و با صداى بلند خطبه اى به شرح زير ايراد كرد: ادامه آنرا حتما مطالعه فرمائيد ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/10/02ساعت 19:59 توسط محمد |
|
|
غدير، بلندترين قله نور و تعالي و هدايت، به سوي مبدأ خلقت است. غدير، گواراترين چشمه سار حيات براي تشنگان فضيلت و كرامت است. غدير، گرانبارترين گوهر گنجينه عالم و عالي ترين جوهره جهان هستي است. غدير، حكايت زيباي يگانه جلوه تماميت اسلام و روايت كامل كمال دين است. غدير، خلاصه نبوت، عصاره رسالت، روح ولايت، مفهوم انسانيت و تفسير هدايت است. غدير، چشمه اي است كه تا پايان هستي مي جوشد. كوثري است كه فنا برنمي دارد، افقي است بي كرانه و خورشيدي است عالمتاب. غدير، تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزي است كه از تداوم خط نبوت حكايت مي كند. غدير، نقطه تلاقي كاروان رسالت با طلايه داران امامت است. بر گرفته از كتاب : روز فروع دين - فاطمه زارعي، نيما جوادي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/10/01ساعت 19:49 توسط محمد |
|
ادامه مطلب |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/09/25ساعت 14:31 توسط محمد |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
امام باقر عليه السلام، فرزند امام چهارم و وصي و جانشين او بوده، فضايل و مكارم اخلاق آن حضرت از حد تحرير خارج و زبان از تقرير آن قاصر است. كسي از عامه و خاصه انكار ندارد كه آنچه از اخبار و آثار در علوم ديني و تفسير قرآن و فنون آداب از آن حضرت روايت شده، بالاتر از آن است كه در عقل بگنجد. دليل بر امامت آن حضرت، يكي اين است كه جدش حضرت رسول اكرم (ص) تصريح فرموده و پدر بزرگوارش او را وصي و جانشين و امام قرار داده، و ديگر آن كه از شرايط امامت، عصمت است و به اتفاق كلّ، در آن زمان به غير از آن حضرت كسي داراي اين مقام نبوده. حضرت امام محمد باقر (ع)، مظهر بارز «كتاب مبين» و واقف به تمام اسرار آفرينش بود. انسان كامل، فهرست كتاب وجود است؛ و آن نكات و دقايقي كه در عالم كبير موجود است، فهرست آن را مي توان در عالم صغير و كتاب وجود انسان يافت . مفهوم «لارطْبٍ و لايابسٍ اِلاّ في كِتابٍ مبينٍ» نيز اشاره به همين حقيقت است كه انسان، كتاب كوچك خلقت و عالم، كتاب بزرگ آفرينش است و قرآن، كتاب راهنماي عقل و خرد . تمام اين كتب از نظر نقشه و اساس به هم پيوسته و مربوط و منطبق بر فطرتند، و كمال ظهور اسرار آن ها در وجود انسان به طريق معنوي از ره طاعت است. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/09/16ساعت 17:37 توسط محمد |
|
|
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی میلاد هشتمین گوهر تابناك آسمان امامت و ولایت، حضرت ثامن الحجج، آقا امام رضا (ع)، بر شما تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم.
ترجمه زيارتنامه حضرت امام رضا (ع ) ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/08/19ساعت 16:29 توسط محمد |
|
|
مانعي در مسير در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشهاى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر میدارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکههاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آنها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند. سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانهاش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدنها و عرق ريختنهاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آنها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسهاى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکههاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکهها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را میدانست که بسيارى از ما نمیدانيم!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت 8:29 توسط محمد |
|
|
مرد کور روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید، که بر روی آن چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد. باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت 8:17 توسط محمد |
|
|
مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند... سربازان مانع ورودش مي شوند ! خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند... مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد : چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم ! خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟! مرد مي گويد من خوابيده بودم!!! خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟ مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار ميشود و سرمشق آزادي خواهان ميشود ... مرد ميگويد : من خوابيده بودم ، چون فكر ميكردم تو بيداري...! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/08/05ساعت 17:24 توسط محمد |
|
|
بزرگان دین درباره مراتب روزه چنین فرموده اند: روزه جسد بازایستادن است از طعام، و روزه دل نگاهداشتن اوست از وساوس آثام، و روزه روح اعراض است از التفات به کل انام. آن که روزه ظاهر دارد، افطار او در شب است و آن که روزه معنا دارد، افطار او در وقت دیدن لقای حق.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/06/13ساعت 10:38 توسط محمد |
|
|
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: ای علی! اگر بنده ای به مقداری که نوح (ع) در قومش بسر برد، خدای را عبادت کند و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند و عمر طولانی یابد تا هزار سال با پای پیاده حج بجای آورد، سپس میان صفا و مروه به ستم کشته شود، اما تو را ولی خود نداند، بوی بهشت به مشامش نمی رسد و وارد بهشت نمی شود. (مناقب خوارزمی، ص 28)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/06/03ساعت 19:3 توسط محمد |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/30ساعت 14:55 توسط محمد |
|
|
خدای رحمان، آن منبع لایزال رحمت که هیچ مو جودی قدرت ادراک کنه کریمیّت او را ندارد، مسلماً در فجر نظام هستی با قلم تقدیر در لوح قضا سعادت همۀ بندگانش را نوشته است، اما این انسان است که مقدرات الهی را با اعمال خود تغییر می دهد و نعمتها را به نقمت ها و سعادت را به شقاوت مبدّل می نماید.
کتاب مبدا و معاد (ازلیت و ابدیت)- استاد علی اللهوردیخانی- انتشارات آستان رضوی - صفحه 74 ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/05/21ساعت 8:55 توسط محمد |
|
|
حضرت حسین بن علي مظهر قدرت وجود و كرم خدا بود و ميدان كربلا را كه تشكيل داد و صبر و شجاعتي كه از آن حضرت در روز عاشورا بروز كرد، همه را به تعجب آورد و اين مبارزه، يك جنگ معمولي دنيائي نبوده بلكه مبارزة عقل و جهل، نور و ظلمت، ايمان و كفر، عدل و ظلم وحقيقت با مجاز و آخرت با دنيا بود؛ خلاصه مبارزة آن بزرگوار براي خدا و تكميل نفوس بشريه بود و بس. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/16ساعت 17:47 توسط محمد |
|
|
شخصی به "حاتم اصم " گفت: مرا وصیت و سفارشی کن. حاتم گفت: اگر یار خواهی ، خدا تو را بس! اگر عبرت خواهی، دنیا تو را بس! اگر همراه خواهی، کرام الکاتبین تو را بس! اگر مونس خواهی، قرآن تو را بس! اگر موعظه خواهی، مرگ تو را بس! و اگر این ها برای تو اهمیتی ندارد، دوزخ تو را بس! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:59 توسط محمد |
|
|
در هر عصر و دوری مردان الهی نغمات الهی را در گوشها طنین انداز می کنند، ولی نور معانی در قلوب اکثر ایشان ظهور نمی کند. عامل اصلی برای محرومیت جامعه، خود جامعه است که ایشان را نشناختند، حتی به قدر شناسایی نتوانستند از ایشان بهره برداری کنند.
کتاب نبوت و امامت، صفحه ۲۰۹ ، چاپ آستان قدس رضوی استاد علی اللهوردیخانی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:28 توسط محمد |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:26 توسط محمد |
|
|
دین را ظاهری است و باطنی، ظاهر آن را علمای دین، باطن آن را عارفان و مشایخ نگهداری می کنند «المشایخ فی قومه کالنبی فی امته » . خدای تبارک و تعالی محافظت این دین را به وسیله این دو طایفه ضمانت فرموده « انا نحن نزلنا الذکر و اناله لحافظون » . دین همچون مرقاتی است که از دامنه کوه قاف تا قله آن کشیده شده و پایه آن در دامنه کوه قاف و طرف دیگر آن بر قله و پله های آن، کتل های صعب العبور کوه هستند . پایه دین شریعت، قله آن، حقیقت و کتل های آن، طریقت است. هرکسی خواهان وجدان حقیقت است، باید از شریعت آغاز کند و از کتل های طریقت بگذرد. و این را بداند که در هیچ مرحله ای پس از وجدان حقیقت، نباید از شریعت دست بکشد و الا پایه دین متزلزل می شود و مرقات دین درهم می شکند. طریقت، تنها سفر سالک است؛ سفر از ظاهر دین به باطن آن، سفری با کوله بار شریعت و به انگیزه یافت حقیقت. البته برای هر سالک، طریقت ظهور خاصی دارد، زیرا هر انسانی جدولی از بحر وجود است و قفل ها و گره های ویژه به خود دارد. همین تفاوت های فردی سبب می شود تا سالک سنت خاصی مانند ذکر و زهد و توکل و عطیه عظیم عشق را برگزیند. مرقات : نردبان کتل: گردنه کتاب سفر به کعبه جانان -جلد دوم- استاد علی اللهوردیخانی صفحه 8 مقدمه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/05/08ساعت 18:22 توسط محمد |
|
|
باید دانست که علت دشمنی نفس و شیطان با انسان چیست و طریقه همزیستی با این دشمنان چگونه است. در حقیقت، نفس عبارت است از قوای جسمانیه که به حقیقت شخص، یعنی به روح قدسی او غالب شده است. سبب دشمنی نفس با جوهر روح، آن است که ظهور جوهر روح، موجب بطلان تسلط نفس و انتفاء مقتضیات اوست. البته غرض از مخالفت با نفس، مقابله با سلامتی بدن و اضمحلال قوای جسمانی نیست. مراعات قواعد بهداشت جسمی و اعراض از کثافات، اگر توأم با تطهیر و نظافت روحی از ذمائم اخلاقی باشد، در حقیقت فرار از خطرات به سوی حق است، که فرار در مقابل قرار است و حرکت در برابر سکون. سالک تا به مطلوب نرسیده در سیر و حرکت است و مقصود او حرکت به سوی خدا و مقام شامخ توحید است. اگر در این راه در جائی متوقف شود، در همان مقام ساکن گشته و در مقابل شیطان، قرار را بر فرار و سکون را بر حرکت، ترجیح داده است. خوشا آنان که از خطرات و لغز شهای بیشمار این راه به سوی خدا فرار کنند «فَفِرُّوا اِلَی اللهِ اِنّی لَکُم مِنْه نَذیرٌ مبینٌ ». اما سبب دشمنی شیطان، احساس برتری در انسان است. چه ابلیس هرگاه در کسی برتری بیند، با او به نزاع برخیزد. انسان برای خلافت عالم خلق شده و مقتضی خلافت، استیلا و تحکّم است. این استیلا و حکمرانی وقتی تحقق پذیرد که در انسان حب دنیا به درجة افراط نبوده بلکه به رضای حق و قصد خدمت به دین الهی باشد. زیرا تمام معاصی ناشی از حب دنیا و انغماس به شهوات دنیاست «حب الدنْیا رأْس کُلِّ خَطیئَةِ ».
انغماس: فرو رفتن کتاب سفر به کعبه جانان -جلد سوم- استاد علی اللهوردیخانی - صفحه ۱۹ انتشارات دانشگاه تهران |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/05/07ساعت 17:30 توسط محمد |
|
|
و از آسمان آبی به اندازه معین نازل کردیم و آن را در مخازن مخصوص ساکن
نمودیم و ما برای از بین بردن آن کاملا قادریم
قرآن کریم، سوره مومنون، آیه 81 |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/04/29ساعت 15:57 توسط محمد |
|
|
قالَ رَسُولُ الله: مَن کُنتُ مولاهُ فَهذا علّیٌ مَولاهُ اَللّهُمَّ وَالِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَ اخذُل مَن خَذَلَهُ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/04/25ساعت 14:38 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ به منظور بیان مسائل و مشکلات مربوط به آب و محیط زیست طراحی شده و بر حسب علاقه و اعتقادات نویسنده حقایق و دقایق دینی و اخلاقی که استفاده نموده است را جهت بهره برداری سایرین ارائه می نماید.
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
| آرشیو موضوعی |
|
اشعار اخلاقی و حکمی آب و محیط زیست پیام و شعار |
|
RSS
|